محمد مهدى ملايرى

213

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

زمام در اين دستور صاحب بن عباد كه آن را در فرمان انتصاب متصدى خراج اصفهان نوشته است بهتر مىتوان پىبرد : « اقساط مالياتى را در موسمهايى كه اجازهء آن صادر مىشود و دستور تازه مىرسد افتتاح كن . . . و در هر قسطى حساب اصل و افزوده‌ها و اقطاعات و احتسابات آن را با آنچه بر طبق سندهاى معتبر هزينه شده به ديوان بفرست تا پس از آنكه در ديوان زمام بررسى شود در ديوان اصل ثبت دائم گردد . « 1 » زمام‌دار به سبب وظائفى كه بر عهده داشته يكى از بزرگان بلندپايه ديوان به شمار مىرفته و چون مهردار سلطنتى هم بوده او هم مانند توقيع‌نويس يا ايران دبيربد آن مقام و منزلت را داشته كه خود براى انجام وظائفى كه بر عهده داشته شخصا نزد شاه برود . اين ديوان زمام به همان علت كه صاحب آن مهردار هم بوده در دوران اسلامى كه برخى از خلفا و فرمانروايان از آن تقليد كردند چنان كه خواهد آمد « ديوان زمام و خاتم شناخته شده » . « 2 » وظيفهء زمام‌دار در اين گردش كار اين بوده كه نخست اصل توقيع را كه از دفتر مخصوص توقيع‌نويس يا دبيربد دريافت مىكرده به نزد « صاحب العمل » يا « رئيس‌دار الانشاء » مىفرستاده تا براساس آن نوشته‌اى چنان كه بايد و شايد جامع همه نكات بلاغى و تشريفاتى آماده كند و آن را دوباره نزد او بازپس فرستد . آنگاه وظيفه داشته است كه آن نوشتهء آماده را پس از بررسى آن و حصول اطمينان از اينكه هم شامل همهء نكات توقيع است و هم داراى تمام شرائط و خصوصياتى است كه يك نامهء صادر از دبيرخانهء شاهى مىبايستى دارا باشد ، آن را نزد شاه ببرد و بر او عرضه بدارد و در حضور او آن را به يكى از مهرهاى متعدد او كه مىبايستى براى چنان نوشته‌اى به كار رود مهر كند . و پس از مهر كردن آن نوشته بود كه گردش كار پايان مىپذيرفت و نامه براى صدور آماده مىگشت .

--> ( 1 ) . رسائل الصاحب بن عباد ، چاپ مصر ، دار الفكر العربى ، به تصحيح عبد الوهاب عزّام و شوقى ضيف . ص 58 . ( 2 ) . « كان زياد بن ابى سفيان اول من اتخذ من العرب ديوان زمام و خاتم امتثالا لما كانت الفرس تفعله » فتوح البلدان ، ص 569 .